محمد يار بن عرب قطغان
417
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
فرمايد و آثار رفض و بدعت از صفحات شعاير دين بفرسايد . و چون موكب همايون به سمرقند رسيد ، حضرت سلاطين اوزبك كه خزاين فتح نامدار و بشارت اين ظفر شادى آثار در تركستان شنيده بودند ، متوجه سمرقند گشتند و در مقام تعريف و تحسين و توصيف و آفرين درآمدند و به جلادت و رجوليت و دولت اين حضرت ، زبان ثنا گشودند . حضرت عبيد الله خان در مقام ادب و احسان درآمده ، همچون شير غران كه به مخالب شجاعت صيد را در قيد تسخير آورد و شكار خود را با خويش در ميان نهد و آن [ ؟ ] جود اقرانى نصيب دهد ، مملكت ماوراء النهر در ميان اعمام و اقران و اخوان قسمت فرمود و نخست سمرقند را به حضرت عمّ عميم الاطاف بزرگوار نامدار مقرر فرمود و ديگر نواحى را به اخوان تقسيم كرد و خود به وطن مألوف كه خطّه بخاراست ، در عين سلامت و عافيت معاودت فرمود . همگى همّت خسروانه و نهمت پادشاهانه را معطوف به صوب وفا به نذر مذكور كرد . و الحق به قدر علم و امكان مقدرت ، بدان وفا فرمود و در عقب آن فتوح متواليه و مغانم كثيره متتاليه ، يوما فيوما از خزاين مواهب فياض وجود به آستانهء اقبال وفور نمود . چنانچه تفاصيل آن ان شاء الله تعالى در كتابى كه موضوع از جهت تاريخ واقعات و فتوح آن حضرت باشد ، مذكور و مسطور گردد . بتوفيق الله المنان . و چون بعد از استقرار در بخارا فرمان همايون به توجه اين فقير حقير عباس قلى از سمرقند به بخارا انفاذ يافت و اين فقير با متعلقان از سمرقند به بخارا نقل كردم و بعد از تحمل ميثاق و هجران خونخوار چشمهء عذب وصل خوشگوار روح و روان را آسايش دادم و رخت اقامت در موطن عافيت و سلامت نهادم ، اوقاتى كه به شرف ملازمت آن حضرت مشرف مىگشتم ، مشاهده مىنمودم كه آنحضرت جهت وفا به نذر هر حكم از احكام سلطنت كه پيش مىآيد ، به شرع و فتوى رجوع مىفرمايند . و چون احكام و مسايل متعلقه به امور سلطان در ابواب فقه منتشر و استحضار آن مسايل بلكه علم به مواقع آن مطالب آحاد مفتيان را حاصل نيست ، امر وفا به نذر در حيز تعويق است و امور ملك و مال در عرصهء فساد و اختلال ؛ چنان انديشه كردم كه جمع و تحقيق مسايل مفتى بنابراين فقير كه درين خطّه [ ؟ ] و تعليم آن حضرت فرض است ، جهت فقدان جماعتى كه از عهدهء افاده